بینام و نشون
شنبه ٦ فروردین ،۱۳۸٤

 

فال و قضيه ی ما....

سلام....

ببينم شما به فال اعتقاد داريد؟

چند روز پيش نشسته بوديم با جمعی از دوستان

يکی اين سوال رو ازم پرسيد

منم گفتم به هر فالی که نه ولی حافظ چرا

کلی هم تعريف کردم که آره هميشه فالام درست درمياد و

حافظ هميشه درست ميگه و ....(به جونه خودم خالی نبستم)

اونام گفتن خوب بيايد نفری يه فال بگيريم...

منم گفتم چشم و بسم الله و نيت و ....

ديدمش...

چشام از کاسه داشت در ميومد...

اين ديگه چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حافظم حافظای قديم....

چيه داريد تند تند ميخونيد برسيد به فاله بدونيد چی در اومده بود؟

خوب اذيت نمی کنم اين بود:

راهيست راه عشق که هيچش کناره نيست....

آنجا جر آنکه جان بسپارند چاره نيست....

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود....

در کار خير حاجت هيچ استخاره نيست.....

ديديد حالا؟ بعد از اون همه تعريف و تمجيد اين از آب در اومد

البته نمی گم حافظ دروغ ميگه ولی خداييش منظورشو نفهميدم

آخه نيتم اين نبود که؟؟؟؟؟؟

حالا بگذريم. شما جای من بوديد چی کار ميکرديد؟

من که کلی سرخ شدم

مردم دقيقه ای هزار بار دعا ميکنن از اين فالا براشون در بياد اون وقت من

برو عسل لياقت نداری

از همون اولشم قدر نشناس بودم

عجب دختر بدی

زنده باشيد 

ماله خودمه اينجاش نخونيد

هميشه خدا رو ببين که بالاسرته

شايد از گناه کردنات کم شه

بد بخت خجالت بکش داره تو رو ميبينه

نگرد دنبالش به شيشه ی دوربينه اين يکی نميتونی آدامس بچسبونی

بي نام و نشون

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]