بینام و نشون
دوشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٦

تو بودی...

در عمق تنهايی
در اضطراب ثانيه ها
آنجا که هيچ کس ياور دل تنهای غريبم نبودو بغض آلوده به ترس تمام وجودم را گرفته بود...
تنها اين جمله به ذهنم آمد

همه چيز خوب است ... خدا اينجاست

و تمام شد ...
تنهايی دلم...

بي نام و نشون

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]