| بینام و نشون | |||
|
یکشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٥ غروب
غروب را دوست دارم چون فردا طلوعی در راه است اما از غروب دوباره ی تو میترسم مبادا که پشت کوهها دست و پایت بسته شود میدانی که چه میگویم؟ [ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه آرشيو تماس با من لوگو وبلاگ
لينک دوستان
دو صفر درد
حد بينهايت
نوشته هاي رضا قاضياني
شبهاي بي خوابي
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است
زندگي از نگاه عشق
|
